88/12/27
سال 1389 مبارک
باز هفت سین سرور
ماهی و تنگ بلور
سرکه و سبزه و آب
باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم شادی و عید
باز باران بهار
باز اسفند و گلاب
باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا : یا مقلب القلوب ٬ یا مدبر النهار
حال ما گردان خوب
راه ما گردان راست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
نوروزتون پیشاپیش مبارک سال خوبی داشته باشین![]()
![]()
88/12/24
سوفله بادمجان
ولی فکر کنم تو این هاگیر واگیر کارا این غذای خوشمزه هم مزه میده
مواد لازم :
ادامه مطلب
88/12/08
استیک با سس قارچ
مواد لازم :
ادامه مطلب
88/11/18
آوف لآوف
مواد لازم :
ادامه مطلب
88/11/04
غذای سه سوته
مواد لازم :
ادامه مطلب
88/10/20
88/10/14
تولدت مبارک
اینم کیک تولد تا بعد دستورشو واستون بزارم
88/10/12
اسنک
ادامه مطلب
88/09/30
شب یلدا
این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود.
ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند.
|
|
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد ایزد مهر «میترا» میپنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی میکردند.آن گاه خوانی الوان میگستردند و «میزد» نثار میکردند. «میزد» نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژهای که آن را «میزد» مینامیدند، بر سفره جشن مینهادند.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوههای البرز به انتظار باززاییدهشدن خورشید مینشستند. برخی در مهرابهها (نیایشگاههای پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول میشدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را میخوانند که دعای شکرانه نعمت بودهاست. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ میخواندند و به استراحت میپرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز مینامیدند). در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست میکشیدند که نمیخواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ میشمرد.
عمرتون صد شب یلدا . دلتون قد یه دریا. توی این شبای سرما دلتون همیشه با ما (به همه شما عزیزان خوش بگذره )


